close
تبلیغات در اینترنت
قطعه گمشده شما کیه برای همه
صفحه اصلی
عضویت
ورود کاربران
تماس با ما
آرشیو
نظرسنجی
اهنگ ها و مطلب ها چگونه اند؟







خبرنامه

نوشته شده در : جمعه 25 فروردين 1391 |نویسنده : pantea

 

چند سالی میگذشت که دایره آبی قطعه گمشده خود را پیدا کرده بود. اکنون صاحب فرزند هم شده بود، یک دایره آبی کوچک با یک شیار کوچک.

w01

زمان میگذشت و دایره آبی کوچک، بزرگ میشد. هر چقدر که دایره بزرگ تر میشد شعاع آن هم بیشتر میشد و مساحت شیار که دیگر اکنون تبدیل به یک فضای خالی شده بود نیز بیشتر.

w02

آنقدر این فضای خالی زیاد شد و دایره ناراحت تر که ناچار برای کمک به سراغ پدر رفت و به او گفت: پدر شما چرا جای خالی ندارید؟
پدر گفت: عزیزم جالی خالی نه، قطعه گمشده. هر کسی در زندگی خود قطعه گمشده دارد من هم داشتم، مادرت قطعه گم شده‌ی من بود. با پیدا کردن او تکمیل شدم. یک دایره کامل.
پسر از همان روز جست و جوی قطعه‌ی گمشده خود را آغاز کرد. رفت و رفت تا به یک قطعه‌ای از دایره رسید شعاع و زاویه آن را اندازه گرفت درست اندازه جای خالی بود ولی مشکل آن بود که قطعه زرد بود.
w03

دایره باز هم رفت تا اینکه به یک مثلث رسید که فضای خالی خود را با قطعه‌های رنگارنگ کوچک پر کرده بود.
w04

دایره دیگر از جست و جو خسته شده بود تا اینکه به یک قطعه مربع گمشده رسید، به او گفت شما قطعه گمشده من را ندیدید؟
قطعه مربع گریه کرد و گفت: من هستم
- ولی شما مربع هستید و قطعه گمشده‌ی من قسمتی از دایره
- من اول قطعه‌ای از دایره بودم یعنی دقیقا بگویم قسمتی از شما و منتظرتان که یک مربع قرمز آمد. قطعه‌ی گمشده او مربع بود ولی من گول خوردم و خود را به زور داخل فضای خالی او کردم، به مرور زمان تغییر شکل دادم و به شکل فضای خالی مربع در آمدم .ولی او قرمز بود و من آبی، به هم نمی‌خوردیم. اکنون پشیمانم. من قطعه‌ی گمشده‌ی شما هستم.

w05

دایره که دید قطعه گمشده خود را پیدا کرده سعی کرد او را در فضای خالی خود جا دهد اما نشد، بنا بر این او را با طناب به خود بست و خوشحال راه افتاد. حرکت کردن با یک قطعه که سبب بد قواره شدن دایره شده بود خیلی سخت بود ولی دایره تمام این سختیها را به جان خریده بود و با عشق حرکت میکرد.
w06

رفت و رفت ولی ناگهان گودال را ندید و داخل آن افتاد و گیر کرد. بخت به او رو کرده بود که قطعه‌ی گمشده‌اش قسمت بالای او بود و گیر نکرده بود. قطعه گمشده به او گفت: من را باز کن تا بروم و کمک بیاورم.
w07

قطعه‌ی گمشده رفت و هیچ وقت برنگشت. دایره هم سالها آنقدر گریه کرد تا بیضی شد (لاغر شد) و توانست از گودال بیرون بیاید. دلش شور میزد که نکند اتفاقی برای قطعه گم شده افتاده باشد. دنبال او به هر سو رفت. تا اینکه بالاخره او را پیدا کرد. کاش هیچ وقت او را پیدا نمی‌کرد.

w08

نتیجه گیری اخلاقی : سعی کنید گول تکه های گمشده دروغی رو نخورید




بازدید : 175
نظرات ()
نظر بدهید

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی


عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار کاربران
نام کاربری :
رمز عبور :

رمز عبور را فراموش کردم ؟
آمار بازدید:
میهمان آنلاین: 1
بازدید امروز: 31
بازدید دیروز: 3
بازدید کلی: 124,210
مطالب و نظرات:
تعداد مطالب: 42
تعداد نویسندگان: 112
عضویت:
مجموع کاربران: 160
اعضای آنلاین:

مطالب جدید
بزرگ ترین وب سایت هواداران زدبازی تاریخ : چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391
عضویت یادت نره تاریخ : یکشنبه 13 فروردین 1391
خاله شادونه بچه ها رو دوست نداره پولشونو دوست داره و 3 بچه را کشته و..... تاریخ : یکشنبه 24 اردیبهشت 1391
فواید سیبیل تاریخ : یکشنبه 24 اردیبهشت 1391
ناز ترین گربه در سال 2011 و 2012 تاریخ : یکشنبه 24 اردیبهشت 1391
اینترنت قطع شده!!! تاریخ : جمعه 15 اردیبهشت 1391
عکس های جالب خلاقیت و نقاشی روی لب ها تاریخ : جمعه 15 اردیبهشت 1391
فکر کنید چه می شد اگر جای پیشانی و چانه عوض می شد؟ تاریخ : جمعه 15 اردیبهشت 1391
جالب ترین و دیدنی ترین کیک های جهان تاریخ : جمعه 15 اردیبهشت 1391
جستجو

صفحه نخست | عضویت | ورود کاربران | آرشیو | خوراک | تماس با ما

Copyright © 2011 desgin : erfan abbasiDesigned BY: Mehrdad Dashti